سطوح و روش های هم افزایی تشکل‌های دانشجویی و فرهنگی



شبکه سازی و هم افزایی
مقام معظم رهبری اخیرا در دیدار با دانشجویان، تشکل های دانشجویی را به اصل مهم "هم افزایی" توجه دادند. امری که سالهاست به دلایل متعدد مورد غفلت واقع شده است.

امام خامنه ای در 19 مرداد ماه 1390 فرمودند:" ...يك توصيه‌ى ديگر ما هم اين است كه تشكلهاى دانشجوئى با هم همفكرى و همكارى و همدلى نشان بدهند. حالا من نمي‌خواهم يك چيزى را حتماً يك پيشنهاد قطعى بكنم، اما به نظر آدم مي‌رسد كه مثلاً يك مجمع هماهنگ كننده‌اى بين اين تشكلها وجود داشته باشد تا تشكلها هم جهت پيش بروند.

 البته جهت هاى كلى تقريباً با هم يكسان است، خوب است. نمي خواهيم هم بگوئيم كه اين تشكلها با مختصاتى كه هر كدام دارند، بايستى اين مختصات را همه يك‌كاسه كنند؛ نه، تنوع و مختصات گوناگون در تشكلها هيچ ايرادى ندارد؛ منتها در جهت گيرى‌ها، در پيشرفت به سمت اهداف انقلاب، يك هماهنگى انجام بگيرد تا بتوانيد بر محيط دانشجوئى اثرگذارى كنيد..."

*   *   *
ایجاد هم افزایی فی مابین تشکل ها مستلزم تشریح بستر و ساختار منعطفی است که دارای سیر ارتقایی مشخص برای اقدامات بزرگ باشد. طبق نظر اساتید، شیوه های زیر برای این امر پیشنهاد می گردد:


•    ضرورت ارتباط و هم افزایی تشکلها

الف) دلایل سلبی:
                       محدودیت های تشکل ها :
                            -  محدودیت نیروی انسانی   
                            -  محدودیت بودجه
                            -  محدودیت امکانات سخت افزاری
                            -  محدودیت زمان
                            -  محدودیت نرم افزاری و مغز افزاری
ب) دلایل اثباتی:
                    1- آرمان ها:
                                  - آرمان های دینی
                                  - آرمان های اجتماعی
                                  - آرمان های فرهنگی
                                  - آرمان های انقلابی
                    2- تخصصی شدن فعالیت ها
                     3-  وجود رقبای قوی


•    اثرات ارتباط و هم افزایی تشکل ها با یکدیگر
       الف)ارتباط در :
                      - تولید
                       - اجرا
                      - توزیع
                      - اطلاع رسانی
                      - توسعه مخاطب
       ب) افزایش کمی فعالیت ها
       ج) استفاده از تجارب
       د) انتقال سریع اطلاعات و ایده ها
       هـ) امکان جریان سازی
       و)افزایش قدرت مقابله با رقیب
       ز)برخورد تخصصی با مسائل
       ح) توزیع سریع محصولات از شبکه ارتباطی

•    عوامل شکل دهنده ارتباط بین تشکلها
      الف)عامل نگرش :
                         - فهم ضرورت ارتباط با تشکلهای همسو
                         - باور به توسعه فعالیت ها
                         - اعتقاد به استفاده از حداکثر ظرفیت ها
                         - رسالت مداری به جای تحزب زدگی
                         - ایمان به کار جمعی (یدا... مع الجماعه)

       ب) عامل کنشی :
                         - پذیرش تشکلهای همسو به عنوان رفیق نه رقیب
                         - تمرکز روی اهداف مشترک و آرمان ها
                         - تخصص گرایی در فعالیت ها
                         - ارجاع فعالیت های تخصصی به تشکل های همسو
                         - اعتماد به توانمندی یکدیگر
                         - پذیرفتن تکثر سلیقه ها در چهارچوب ارزش ها و آرمان ها
 
      ج) عامل مدیریتی و سازماندهی
                         - طراحی درست چهارچوب ارتباط

      د) عامل اقتصادی:
                         - مشارکت پذیری در هزینه ها
                         - بهره گیری از تسهیلات و امکانات

•    آسیب های روابط تشکلی
       - عدم تحمل سلیقه های متفاوت
       - جزم گرایی در روش ها و برنامه ها
       - انحصار طلبی
       - تحمیل خواسته ها
       - عدم التزام به تعهدهای جمعی

•    آسیب های غفلت از فرصت های مشترک
      - تکرار تجربه های ناموفق
      - بالا رفتن هزینه های مادی و معنوی
      - ناتوانی در جریان سازی
      - محدودیت در توسعه مخاطب
      - موازی کاری
      - قدرت اندک چانه زنی در جذب امکانات

•    سطوح ارتباط و هم افزایی تشکلها


الف) سطح اول: اطلاع

شبکه سازی و هم افزایی

یک سطح این است که در حالت عادی تشکل‌ها صرفاً با هم ارتباط داشته باشند ولو این‌که این ارتباط هیچ تأثیری در اصلاح ساختار، روش‌ها، برنامه‌ها و... آن مجموعه‌ها نداشته باشد. شما می‌دانید که اطلاع‌داشتن از یک‌دیگر نمی‌تواند کاملاً بی‌اثر هم باشد. آن کسی‌ که امکان این ارتباط را فراهم می‌کند نمی‌خواهد واقعاً چنین اثری بگذارد، ولی می‌داند که خود به خود اثر می‌گذارد. فقط بنشینید هم‌دیگر را ببینید و گفت‌وگو کنید.
آقای ناطق نوری در یک مصاحبه‌ای در سالگرد شهادت آقای مطهری نقل کردند که من قبل از انقلاب دم دست آقای مطهری بودم، یک روز توی آن شلوغی‌ها که کلی باید می‌گشتیم تا یک ساعت وقت پیدا کنیم گفتند فلانی تو بیا روحانیون مؤثر شهر، ائمه‌ي جماعات و منبری‌ها را دور هم جمع کن. هفته‌ای یک بار هم‌دیگر را ببینیم، همین.
می‌گفت من با خودم گفتم توی این همه کار، دور هم جمع بشویم و چای بخوریم که چه؟ ايشان گفت شما چه کار داری شما این‌ها را دور هم جمع کن یک چای بخورند! گفت من خیلی مخالفت کردم. در نهایت ایشان گفت من به شما گفتم روحانیون مؤثر، آخر این آدم‌ها که دور هم جمع بشوند و صحبت کنند که حرف‌های بی‌خود نمی‌زنند. یکی از یک‌جا می‌گوید و یکی دیگر از یک‌جا دیگر. ایشان می‌گفت نشان به همان نشان که همان جلسه چای‌خوران شد پایه‌ي تشکیل «جامعه روحانیت مبارز تهران». تازه من فهمیدم که آقای مطهری چه‌قدر می‌فهمیده. اما اگر می‌آمد اعلامیه می‌زد که آقایان روحانی می‌خواهیم جامعه روحانیت تأسیس کنیم هیچ‌کس نمی‌آمد.

تشکل‌ها تا شبکه نشوند خیلی آسیب دارند. هم خودشان افت می‌کنند و هم در محیط اثر منفی می‌گذارند. اما سطوح آن باید رعایت بشود. یک‌جا صرف این است که این‌ها از هم اطلاع داشته باشند، از کارها و اهداف هم.

ب) سطح دوم: انتقال تجربیات

شبکه سازی و هم افزایییک سطح بالاتر وقتی ‌که سطح ارتباطی مقداری گسترش پیدا کرد، انتقال تجربیات است. زمان جنگ این کار خیلی انجام می‌شد. این مسجدی‌ها به آن مسجد می‌رفتند، نماز بود بعد از نماز هم می‌نشستند بحث می‌کردند، این هیئت امنا با آن یکی و... از این طریق تجربیات را خوب به یک‌دیگر منتقل می‌کردند. خیلی وقت‌ها این تجربیات هزار راه رفته است که در هیچ مطالعه‌ای پیدا نمی‌شود.




 ج) سطح سوم: هم‌کاری در امور مشترک

شبکه سازی و هم افزاییهم‌کاری در امور مشترک و مورد توافق یک سطح دیگر است. مثل ارزش‌های کلی انقلابی و ملی که همه آن را قبول دارند.




 د) سطح چهارم: فعالیت قرارگاهی

یشبکه سازی و هم افزاییک سطح دیگر هم سطح قرارگاهی است، یعنی همان‌که پازل نیازهای فرهنگی، اجتماعی را بدانیم و اگر آن عاقله‌ای که مورد اتفاق است شکل بگیرد دیگر این‌جا همان حالت قرارگاهی است. تو این‌جا پیش‌روی کن! تو برو عقب! تو در این حوزه این کار را بکن! بعد فلان حرکت و... که البته نمونه‌ای هم در کشور داریم. در یک جای کشور با درایت یک امام جمعه چون قدرت و سیطره‌ي خوبی از حیث اخلاقی و علمی نیز دارند دست‌گاه‌ها هم حرف‌شان را گوش می‌‌کنند و این شبكه شکل گرفته است.

البته معلوم نیست با توجه به شرایط و اقلیم و... کی ما به این سطح قرارگاهی می‌رسیم. در فضاهای مردمی، قطعاً آدم‌های کاریزما می‌خواهیم و چاره‌ای نیست. باید کسی باشد توان‌مند و مورد قبول که بتواند این کار را بکند.


برگرفته از نظرات اساتید محترم حجج الاسلام "مهدوی بیات" و" صابر اکبری جدی"


 تابستان 1390

در حاشیه: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- مطالب بیشتر درباره شبکه شدن تشکل ها (+++)

تناسب نیروهای انقلابی و ساختارهای اداری

اغلب نیروهای فرهنگی که دل در گرو انقلاب دارند پس از پشت سرگذاشتن مراحل رشد تشکیلاتی، به نقطه ای رسیده اند که حال برای خدمت مضاعف به انقلاب، آیا وارد ساختار اداری(تشکیلات فرهنگی) شوند( به قولی استخدام شوند) یا همان شیوه کار مبتنی بر توانمندی های مردمی( شاید بشود گفت کار خصوصی) را پیش ببرند؟!

* در کشور ما که ساختار اداری آن سابقه 50 تا 60 ساله دارد، عده که وارد کار دولتی و اداری میشوند، به راحتی هضم آن شده و اختاپوس روزمرگی دست و پای آنان را برای گام های بلند می بندد و در نتیجه آن آرمان های قبل از ورود به ساختار، فراموش می شود!

* عده ای از نیروهای فرهنگی انقلاب با این روحیه وارد ساختار می شوند که در برابر گرداب هضم شدن در ساختارهای اداری و روزمرگی، سنگرهای تحول خواهی در این ساختارهای کهنه را حفظ کنند و راه را برای اقدامات مردمی هموار کنند.

* عده ای هم کار فرهنگی-مردمی و به تعبیری خصوصی را می پسندند و راه رسیدن به آرمانهای انقلاب را از دل کارهای مردمی می بینند.

ما انقلاب کردیم که کارهای انقلاب را نیروهای ارزشی در قالب ساختارها انجام دهند، اما جفا کردند آنانی که ساختارهای اداری ما را به بهره وری پایین از طریق تزریق نیروهای ناکارآمد و بی انگیزه و تزریق تفکرات اشرافیگری و... عادت دادند.

با این وضع وجود، آیا واقعا می شود اقدامی موثر برای اصلاح ساختار فرهنگی کشور برداشت؟ به نظر بنده مردم (صاحبان انقلاب) باید خود وارد میدان اجرا شوند و به نظام اداری فشل کشور اثبات کنند که کارهای بزرگ فرهنگی در دل ساختارهای اداری انجام نمی شود و این ساختارها باید برای پیشگیری از اضمحلال خود به دنبال راه حلی باشند. تا به کی مردم باید به اقدامات موجی، سیاسی و غیرموثر نظام اداری دل خوش کنند؟!
کاریکاتور مدیریت فرهنگی در کشور ما!
کاریکاتور / نگاه دولتی بر مدیریت فرهنگی در کشور ما !


اگر مردم به صحنه فرهنگی انقلاب انقلاب ورود کنند و جبهه مردمی- فرهنگی انقلاب به معنای واقعی  شکل بگیرد، آن وقت ساختارهای اداری را در حد پشتیبان کننده به حساب خواهند آورد و آن زمان است که نظام اداری به دنبال کارهای مردمی حرکت خواهند کرد انشاالله.


مکمل بحث: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- لب کلامم را امام خامنه ای قبلا فرموده اند:
...کارهاي بزرگ را به صورت دستوري و تشريفاتي و اداري و اينها نمي‌شود انجام داد. كار مقرراتي و دستوري، در همان حد كار متعارف انجام مي‌گيرد؛ در صورتي كه كار برجسته و ممتاز، تابع انگيزه است..."
دیدار با کارکنان دفتر رهبری و حفاظت بیت ( 1 مرداد 1389)

- دکتر احمدی نژاد:
‌نظام اداري در مقابل تغيير و تحولات‌ مقاومت مي‌كند(+++)

- ابلاغیه سیاست های کلی نظام اداری از طرف رهبرمعظم انقلاب (+++)

- چند کاریکاتور زیبا در مذمت!!! ساختارهای اداری فشل (1) (2) (3) (4) (5)

- مطلب یکی از دوستان - اولویت کار و نگاه معرفتی - فرهنگی بر کار و نگاه سیاسی

***

عمل زدگی افراطی+کار تئوریک افراطی؛ آفت های جبهه فرهنگی انقلاب

هم اکنون جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در حوزه نیرویی با دو آسیب و گره جدی مواجه است.

* از یک سو نیروهای جبهه فرهنگی انقلاب، کار عملیاتی را منشا اثر می دانند و به طور ناخودآگاه و یا آگاهانه اصل مهم ساختار سازی، کار سازماندهی شده و تشکیلاتی را بی اثر و در برخی مواقع دست و پاگیر می انگارند! در این نوع طرز تفکر، درجه بی ثباتی ( و نه کم اثری) بسیار بالاست. دلیلش هم بسیار واضح است و آن وابستگی کار بر شخص و امکانات و... است.

اقدام عملیاتی در جبهه فرهنگی انقلاب!

در جبهه به شوخی و کنایه یا جدی به رزمنده شلوغ و بی نظم آپاچی می گفتند!


به قول حاج حسین یکتا، این نوع عملیات های پارتیزانی باید مقدمه ای باشد برای عملیات های سازماندهی شده و منظمی همچون فتح المبین ها و بیت المقدس ها.

همیشه باید مدنظر داشت که با الگوسازی و مدل سازی از کار موفق خود به دیگران، طبق اصل تضارب آراء می توان به کاری پرقدرت تر و موثر تر با طرز تفکر دیگری اما مدل ارائه شده ما رسید.


* از سویی دیگر عده ای در "تئوری سراهای" خود مشغول نظریه پردازی هستند. اینان پیش زمینه عملیات های اجرایی را رسیدن به یک تئوری خوب می دانند. مثلا برای طراحی یک عملیات اجرایی، چندماه درباره مثلا مفهوم شناسی و واژه شناسی کلمه "عملیات اجرایی" بحث می کنند که بدانند اصولا معنایش چیست!!!

توهم کار تئوریک

درباره این قشر باید گفت که در کشور ما که پیچ و خم ها در کارها زیاد است، تا در گود نباشی، نخواهی توانست به تئوری و استراتژی مفید و موثری برسید. باید در وسط میدان باشند و ببیند سختی ها را تا از این نگاه بی کاربرد فاصله بگیرند.


راه حل: در شرکت ها و کارخانه های فنی و صنعتی واحدی به نام R&D ( تحقیق و توسعه) وجود دارد. وظیفه این واحد بررسی ابعاد جدید علم و کاربردی سازی آن در اجراست.

به نظرم در امور فرهنگی و سیاسی نیز ما امروزه به این نوع واحدی (تحقیق و رشد) نیاز داریم. یعنی در کنار هر کاری در جبهه فرهنگی انقلاب، واحدی که به دور از روزمرگی ها،دارای اشراف کامل به محیط اجرایی-عملیاتی است و از سمتی دیگر در مرز دانش حرکت و وظیفه اش متصل کردن کار به مبانی علمی، همراه با الگو سازی و مدل سازی است.

این طرز تفکر در نگاه های معرفتی-انقلابی می شود همان نگاه امام روح الله که عارفان مبارزه جو را نیاز انقلاب می دانند.

مکمل این بحث: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- امام خامنه ای در سال 1370 فرمودند: "... بعضيها حزب‏اللهى‏ گرى را با شُل و ول بودن و بى‏نظمى و بى‏ترتيبى اشتباه مى‏گيرند؛ حزب‏اللهى‏گرى كه اين نيست. رئيس حزب‏اللهى‏هاى همه‏ى تاريخ - يعنى اميرالمؤمنين(ع) - مى‏فرمايد: «و نظم امركم»(4)؛ بايد منظم باشيد.
نظم چيست؟ همان آيينى كه از هر كسى خواسته‏اند. هر جا نظمى دارد، ميدان جنگ هم نظمى دارد، زى نظامى هم نظم خاصى دارد؛ بايد آن نظم را رعايت كنيد. ..." (+)

- مرحوم صفایی حائری می گوید: هر كس به حق رسيد بايد برساند، هر كس فهميد، بايد بفهماند، هر كس تولد يافت، بايد توليد كند، هر كس از اين جام نوشيد و مست شد، بايد بار تمام عالم را بردارد.

- جزوه عارفان مبارزه جو (+)

- توهم کار تئوریک(+)

- مدیران خوب یا ساز و  کارهای صحیح؟(+)

- دولت عقلانی یا عقل دولتی- یادداشت رئیس جمهور(+)

- تاملی در مدل حرکت دانشجویان انقلابی(+)

- تشکل ها و مساله نیرو(+)


- این هم جالب اما بی ربط به بحث ماست - تاملی در ازدواج های تشکیلاتی(+++)

*   *   *

بازنشر همین مطلب در جامعه خبری، تحلیلی الف


برای اساتید جبهه حق!

||| پیش نوشت : در این نوشتار می خواهم گِلِه ای از برخی صاحب نظران و اساتید  و سخنرانانی  کشوری و شهری و... مطرح کنم که آن چنانی بزرگوار نیستند! که در قاب رسانه ها می بینیمشان...|||

***

بنا به ضروریاتی، چند مدتی، اساتیدی که در موضوعات ارزشی و انقلابی صاحب نظر بودند، برای برنامه هایی دعوت می کردیم...( مطلب دارای رمز عبور است)

ادامه نوشته

مرکز عالم ما کجاست؟!

مدیریت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید علی خامنه ای

... ما كه در فلان گوشه‏ مشغول كار هستيم، دايم بايد آن شغل را جدى بگيريم و به آن برسيم؛ آن را همان كار مهمى بدانيم كه به ما محول شده است؛ خودمان را در آن شغل بسازيم؛

... در جبهه به يكى مى‏گويند سر برانكار را بگير و مجروحان را ببر؛ به يكى مى‏گويند آر.پى.جى بزن؛ به يكى مى‏گويند برو نگاه كن، هر وقت ديدى كسى مى‏آيد، ما را خبر كن. بنابراين، هركسى كارى مى‏كند. چنانچه هر كدام اين كار را نكردند، جبهه شكست خواهد خورد. نمى‏شود ما بگوييم اين هم كار شد كه به دست ما داده‏اند؛ برو مجروحان را بردار حمل كن! در حقيقت، اهميت حمل مجروح در جاى خود، كمتر از زدن آر.پى.جى كه نيست.

...در جمهورى اسلامى، هر جا كه قرار گرفته‏ايد، همان‏جا را مركز دنيا بدانيد و آگاه باشيد كه همه‏ ى كارها به شما متوجه است.

امام خامنه ای - 5 اسفندماه 1370 - دیدار با مسئولین سازمان تبلیغات
(متن کامل)

پی نوشت: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- این متن یکی از جملات ناب حضرت آقاست برای مدیران و بچه هایی که کار تشکیلاتی می کنند. چندی پیش این جمله را یکی از سازمان ها دیدم. پیگیرش شدم که ببینم اصل جمله مال چه زمانی است، پیدا نکردم. با دفتر آقا (info@khamenei.ir ) مکاتبه کردم. لینک متن کاملش را فرستادند.

انگیزش در افراد برای کار تشکیلاتی؟!

از جمله موضوعات محوري همه مجموعه‌هاي اجتماعي و سياسي كه به دنبال مخاطب‌سازي و جذب نيرو مي‌باشند مساله «انگيزه‌ سازي» است. يعني ايجاد حسي در فرد كه اهداف و آرمانهاي مورد نظر آنان را پيگيري نمايد. اينك، چگونگي انگيزش به نحوي كه انگيخته، دچار خسران نشود، محل تامل است.

انگیزش و جذب برای کار تشکیلاتی

راههاي غيرمشروع ايجاد انگيزه محل بحث ما نيست ولي راههاي عرفي و رايجي كه ظاهرا مجاز و مشروع مي‌باشند بايد مورد بازخواني قرار بگيرند. مثلا آيا جايز است كه فرد را با نقص‌ها و كمبودها و فقرها و فلاكت‌ها مواجه كنيم و احساس او را برانگيزانيم و به «حركت» وادارش كنيم؟! يا ظلم‌ها و دشمنان و مخالفان را نشانش دهيم و او را وارد كاري بكنيم؟! يا حتي افقي آرماني را نشان فرد دهيم و بدون توجه به جنس و روح حقيقت هستي، وي را مهياي فعاليت و حركت نمائيم؟! آيا اين روشها، عادات مرسوم ما در فعاليت هاي باصطلاح انقلابي و مذهبي نيستند؟!

نگارنده معتقد نيست كه اين روشها، اساسا باطل اند و چه بسا در مديريت‌هاي اجتماعي جواز داشته باشند! اما وقتي ساحت بحث، «تربيت» و «فرهنگ» است و موضوع كار، «انسان»، ديگر نمي‌توان به راحتي آنها را تجويز نمود و به كار برد. بعبارت بهتر، استفاده آنها در صورت دانستن افق ماجرا، از جنس توجيه وسيله با هدف است كه تشكلها و احزاب بعضا گرفتار آن مي‌شوند!

در نگرش ديني، مبناي انگيزش و حركت انسان، خود انسان است. بدين معنا كه وي تا خود و نسبتش با خدا و جايگاهش در هستي را به درستي نيابد مبناي انگيزشي صحيحي نداشته است. آري! مي‌توان سخنان انقلابي بزرگاني چون امام و شريعتي و ديگران را خواند و صادقانه مخاطب را به حركت واداشت و حتي در آينده شاهد باصطلاح چپ كردن او نبود اما آيا اين مخاطب در حال سود بردن بوده يا خسران ديده است؟!

اثر تعميق نگرش توحيدي و شناخت نفس مجرد خويشتن كه «من عرف نفسه فقد عرف ربه» هم «شدت» و هم «دوام» انگيزه ها را بيشتر از ديگر روشهاي معمول مي‌نمايد و صرفا با همين مبناست كه سختي‌هاي فراوان و تحول زمان در انگيزه الگوهاي ديني معاصر و پيشين ما اثري نمي‌گذاشته ولي نيروهاي فعلي، بدون شارژهاي مكرر كم‌اثر و حضور جماعت بسيار و وجود فضاهاي مويد، زود به زود، كم‌انگيزه و نتيجتا كم‌تحرك مي‌شوند!


به نقل از وبلاگ آرمانخواهی - علی کمیلی

فرصت سوزی فرهنگی در شب های قدر

شاید بتوان گفت بزرگترین اجتماع مردم حول محور دین، شب های مبارک قدر است. شبی که در آن کودک و جوان و پیر، زن و مرد، همه و همه خود را مقید به حضور در حداقل یکی از شب هایش می دانند. مخاطبی که شاید در دیگر ایام سال، یکبار هم به مسجد نیامده باشد.


اگر بگویم بیش از 80 درصد مردم در این مراسم معنوی شرکت می کنند، گزاف نگفته ایم. همه ما می بینیم که قشر و بازه سنی مخاطبان شب های قدر، بسیار عام و متنوع است.

اگر در طول سال مدیران و برنامه ریزان فرهنگی به لطائف الحیل سعی در جذب حداکثری مخاطب به برنامه های فرهنگی خود دارند؛ - کما اینکه اغلب هم موفق نمی شوند! - به مدد حضرت امیر(ع) خودِ مخاطب بی هزینه با پای خودش در این برنامه فرهنگی- مذهبی حضور پیدا می کند. این اتفاق اثبات می کند که شوق حضور داوطلبانه، خود عامل تاثیر بیش از پیش بر مخاطب است.

مخاطب برنامه فرهنگی مذهبی شب های قدر، همه اند...
روی صحبت بنده با برنامه ریزان این شبهاست(اعم از سازمان های فرهنگی و بچه های مسجدی و تشکلی).  حال چرا ما باید این فرصت گرانبها را از دست بدهیم؟  اغلب، برنامه هایی در سطح پایین با استفاده از مداحان کم حال، سخنرانان کم سواد و شیوه برگزاری کم بازده را اجرا می کنیم.

مخاطب ما در این شب ها هوشمند است. این شب ها می تواند شروع آشتی جوان و کودک ما با مسجد باشد. شاید بشود با هم افزایی و همکاری تشکل ها و مساجد کوچک با یکدیگر، مراسمی باشکوه و در وسعت بیشتری( از حیث کمی و کیفی) برگزار کرد.

مخاطب حجت را بر ما تمام می کند که من آمدم اما تو...
دلم می سوزد که چرا این فرصت گرانبها را از دست می دهیم...

خودسازی یا دیگر سازی

چندی پیش بنا به مناسبتی خدمت استاد معمار منتظرین بودیم. یکی از سوالات کاربردی و بسیار مهم که شاید در ذهن بسیاری از دوستان فعال فرهنگی و اجتماعی مطرح است سوال ذیل می باشد که در آن جلسه از خدمت ایشان سوال نمودیم

حجت الاسلام سعید معمار منتظرین



رابطه بین خودسازی و دیگر سازی چیست و آیا مرزی و خط قرمزی بین این دو وجود دارد که مثلا بگوییم اول خودمان را تا فلان سن بسازیم و بعد دیگرسازی کنیم؟

شهید باهنر فرمودند ما آنقدر عمر نمی کنیم که مثلاً این مقدارش را به خودمان برسیم و باقی اش را به دیگران. رسیدگی به دیگران بخشی از رسیدگی به خویشتن است. یعنی دیگران(از دوستان اهل بیت(ع)) بخشی از وجود ما هستند.

منتهی این نکته مهم است که واقعا آنچه که ما می خواهیم به دیگران منتقل کنیم خودمان واجدش شده باشیم. آرام، آرام دیگران که ما را دیدند، آن ها هم خود به خود عوض می شوند. هیچ چیزی مثل عمل در تغییر دیگران موثر نیست. مولی امیرالمومنین(ع) فرموده اند: العمل شعار المومن.

در احوال حضرت ابراهیم(ع) هست که ایشان شب ها از خدا گدایی می کردند و روزها اعطا می کردند. اگر دوستان انشاالله نصف شبی یا نیم ساعتی قبل اذان صبح را به خودشان برای دریافت از پروردگار عالم اختصاص بدهند، در طول روز به حول قوه خدا، قدرت پرداختش به دیگران؛ از نظر اخلافی و هرجهت پیدا خواهند کرد.

یک نکته دیگر! رسیدگی به دیگران اگر همراه با آرامش و طمانینه خودمان نباشد، آرام آرام وقتمان از بین می رود. فلذا برادران و خواهران گرامی اینکه فرمودید مرز بین خودسازی و دیگر سازی چیست، حضرت امیر(ع) در نهج البلاغه معین فرموده اند. اگر بنده ده تا سیب داشته باشم، 9 تای آن را به برادر دینی می دهم و یکی اش را خودم می خورم. در امور دنیایی دیگران بر ما مقدمند. ولی اگر ده حدیث در اختیار داشته باشم، یکی اش را هم به کسی یاد نمی دهم. اول باید خودم احادیث را مصرف کنم و بعد به دیگران بگویم.

رابطه کارهای بزرگ و سیستم اداری

امام خامنه ای: ...كارهاي بزرگ را به صورت دستوري و تشريفاتي و اداري و اينها نمي‌شود انجام داد. كار مقرراتي و دستوري، در همان حد كار متعارف انجام مي‌گيرد؛ در صورتي كه كار برجسته و ممتاز، تابع انگيزه است...

(دیدار با اعضای بیت 1 مرداد 1389)


برداشت بنده: مراقب باشیم در گیر و دار ساختارهای اداری هضم نشویم...

ذکر و توسل و جای خالی اش در کار فرهنگی

بسم الله الرحمن الرحیم

برخی اوقات آنچنان درگیر کار فرهنگی می شویم که یادمان می رود ما در نظام های مادی عالم ریزیم. کما اینکه در کارزار دفاع 8ساله هم ریز بودیم. برگ برنده ما ذکر و توسل بود. این دو را از ما بگیرند هیچیم! هیچ هیچ.

اگر به مصداق سخن امام خامنه ای، وضعیت کنونی را یک کارزار فرهنگی بدانیم و به این گفته ایمان بیاوریم که که اگر کار فرهنگی با نیت مقابله با دشمن و همراه با تلاش و کوشش باشد جهاد است، باید معادلات و تاکتیمان را این چنین ببندیم که در میدان جهاد 8 ساله دفاع مقدس، نتواستند با معادلات فیزیکی پیش بروند، چه برسد به ما! پس قطعا نمی توانیم بدون ذکر و توسل کاری از پیش ببریم.

شاید بتوان گفت اگر کار فرهنگی در نظام جمهوری اسلامی، اینقدر مظلوم است، درصدی بالایی از آن، معلول عملکرد ضعیف مجریانش است. پس وای به حال مجریان کار فرهنگی، اسلامی در ج.ا.ا که در کارشان جایی برای ذکر و توسل نباشد.

- می گویند: هر کار مهمی که با نام خدا آغاز نشود ابتر است(1) - نرم افزار بسم الله را در ابتدای هر کارمان با نیتی خالص اجرا نماییم

- در گیر و دار کارها، حداقل نیم تا یک ساعتی را برای خلوت آزاد بگذاریم.

- چه زیباست برای هر کاری همانند آن سال ها، رمزی تعیین کنیم. یافاطمه الزهرا(س)، یا صاحب الزمان(عج) زیباترین رمزهاست.

*   *   *

پی نوشت: ــــــــــــــــــــــــــــ

- خود بنده قائل به موارد فوق نبوده ام. فکرهای خوب درباره ما نکنید! انشاالله از حالا به بعد...