حسن رحیم پور ازغدی

بنا به شرایطی قسمت شد با حسن رحیم پور چند دقیقه ای تا منزل حاج حیدر(ابوی ایشان) در مشهد هم کلام شوم. وقتی با این آدم با این مشخصات اخلاقی و علمی رو به رو می شوی، می مانی که چه بگویی!!!

تونستیم از حسن رحیم پور - که ماشاالله کم حرف و جواب نده تشریف دارند، با لطائف الحیلی چند کلامی به حرف بیاریمش!

از نارضایتی رهبر از شورایعالی انقلاب فرهنگی شروع کردم. پرسیدم که آیا این درسته که آقا حاضر نیستند با اعضای شورا جلسه بذارند؟ حاج حسن گفت: نمی دونم! احتمالا درخواست دبیرخانه شورا بوده که موافقت نشده.

کرسی های آزاد اندیشی و داستان آن مصاحبه اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی با صدا و سیما که 20 و30 نشون داد رو یادآوری کردم . ایشون خندید و یاد اون حرف ناجورش به آقای قمی افتاد که وقتی ازش پرسیدن نظرتون درباره کرسی ها چیه؟ به خبرنگار گفت: باید فکر کنم از این آقای قمی بپرسین که بدون فکر جواب می دن!

بهش گفتم آقای رحیم پور شما زرنگی کردید در اون جمع. وقتی که اعضای شورا جواب های عجیب و غریب می دادن  و  کرسی های نظریه پردازی را با آزاد اندیشی اشتباه گرفته بودن، شما گفتید باید فکر کنم!

ایشون البته از این روند راضی نبود و گفت متولی بحث کرسی ها آقای صادقی رشاد هستش که... و البته کرسی هایی را برگزار کرده اند

چند دقیقه ای سکوت کرد و گفت البته ببینید که جامعه هنوز آماده گفت و شنود نیست. گفتم دانشگاه ها که هستن! گفت بله اما عموما در محیط دانشجویی هم افکار مخالف ما پای کرسی ها نمی آیند. مثلا من چند روز پیش با ملکیان و قبل ترش با مجتهد شبستری برنامه داشتم که هیچکدومشون نیامدند و حتی به ما فحش هم دادند!

گفتم که لزوما اساتید باید با هم مباحثه کنند؟ یعنی دانشجویان نمی توانند بین خودشان کرسی برگزار کنند؟ ایشون گفت: چرا میشه اما بچه های دانشجو مگر چقدر بار علمی در موضوعات دارن؟ باید افرادی بیایند بحث کنند که حداقل 20 سال و 30 سال کار کرده باشن روی موضوعات . و گر نه از کرسی ها چیزی در نمیاد.

البته گفتند که: من میگم باید کرسی ها در میان دانشجویان برای حفظ شور فضای دانشگاه باشه اما مباحث عمیق همانند اقتصاد و لیبرالیسم و... را دانشجویان نمی توانند با هم بحث کنند. نهایت این بحث ها سوت و کف و... است.

و ادامه داد که البته شما دانشجویان که الان با این موارد و این مفاهیم سر و کار دارید، وقتی نوبت به ظهور و بروزتان در آینده می رسه، قطعا فضا برای موقع شما بهتر و آماده تر است برای آزاد اندیشی.

به خانه حاج حیدر، خیابون سناباد رسیدیم و حسن آقا از ماشین پیاده شد، خداحافظی کرد و رفت...


پی نوشت: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- چند روایت درباره حسن رحیم پور ازغدی

- آقای علامه حکیمی(درباره خط فکری ایشان اینجا را بخوانید) جلسه‌ی سخنرانی را به خاطر حسن‌آقا کنسل کرد. ضمن این که می‌گفت «ما با هم مرزبندی‌هایی داریم اما کسی در کل جهان شیعه مثل رحیم‌پور نیست!»