محتوای پیاده سازی شده سخنرانی حجه الاسلام علیرضا پناهیان-شهادت امام رضا (ع) 1387
محتوای پیاده سازی شده سخنرانی حجه الاسلام علیرضا پناهیان که در روز شهادت امام رضا(ع) در سال87 و در مشهدمقدس ایراد شده است(با اندکی تصرف و تلخیص)
امسال در روز شهادت حضرت رضا(ع) دنبال یه مجلس عزاداری می گشتم تا اینکه قسمت شد در هیئت ودیعه الحسین(ع) که جمعی از دانشجویان و فاغ التحصیلان دانشگاه های مشهدمقدس بودند، حضور پیدا کنم.
اول صحبت که آقای پناهیان شروع به صحبت کرد، فکر نمی کردم اینقدر بحث شیرین باشه. حدود 20 دقیقه ای از صحبتاشون که گذشت، صدا را ضبط کردم. بعد که اومدم خانه، دیدم صحبت ها قابلیت تبدیل به متن رو دارن. بعد حدود 40 روز از برنامه، تصمیم گرفتم محتوای سخنرانی رو پیدا سازی کنم. همانطور که می دونید شنیدن سخنان و حضور در جو سخنرانی با متن آن ممکنه فرق زیادی بکنه ولی به بزرگی خودتان ما رو عفو کنید!!!
این صحبت های حاجی پناهیان، واقعا به دل ما نشست و باعث شد یه بازخوانی در اندیشه هام بکنم! امیدوارم مورد استفاده شما هم قرار بگیره.
انشاالله درفرصت های آینده، متون دیگری از سخنرانی های ایشان را منتشر می کنم...
برای چه آفریده شده ام؟!
... وقتی آدم درباره خوب بودن عمیقا فکر کند، می فهمد خوب بودن هدف نیست. وقتی آدم عمیقاً درباره بهشت و دوزخ فکر کند، می فهمد بهشت و دوزخ هدف نیست. نه، من برای این مقصد آفریده نشده ایم، داستان باید چیز دیگری باشد. اول صحبت گفتم: (( تُعرَفُ الاشیاء بِاَزدادِها )) بعضی چیزها را می خواهید بشناسید، باید بگویید این، آن نیست. آن یکیها را کنار بزنیم تا حقیقت خودش را نشان بدهد. من این دو نمونه که مشهورترین تصور آدم ها درباره خوب شدن است را کنار زدم.
بهش میگویی: نماز بخوان، می گوید: برا چی نماز بخونم؟ میگوییم: برای اینکه بچه خوبی بشوی، آدم بشوی، خدا تو رو آفریده آدم بشوی. خُب دیگه نمی خونه عزیز من، خرابش کردی رفت. می گوییم: نماز بخون برا اینکه جهنم نری، بری بهشت، خوب دیگه نمی خونه، پدر صاحب بچه رو درآوردی! این البته ممکنه نتواند در اینباره انشا بنویسد.
خیلی ها ممکن است با همین یک کلمه "خوب باش" یا "بهشت میری، جهنم دیگه نمی ری" بچه خوبی بشوند؛ خوش بهحالشان که اینقدر به سرعت قانع می شوند، ولی اینا هم معمولاً بعد چند وقت می بُرَّن. من آدم های زیادی را دیده ام که اَلَکی انگیزه پیدا کردن و آدم خوبی شدند، اما بعد انگیزه شان را از دست دادند، سست شدند و خراب کردند. شما ندیدن همچنین آدمهایی را؟ ندیدید آدمهایی را که بچههای خوبی بودند و بعداً انگیزه خوب شدنشان را از دست دادند؟ دقّت که بکنید می بینید که در این انگیزه خوب بودنش هم زیاد خوب و دقیق نبوده.
خُب پس ما برای چی آفریده شدیم؟ خیلی حیف است که من این کلمات را به سرعت و به اختصار عرض می کنم و از کنارش می گذرم...
من دارم یک حرف بزرگ را فقط بخاطر احترام به شما بزرگواران ذبح می کنم و به اجمال می گویم.
ما برای یک چیز آفریده شدیم. همه این بازی ها ازدنیا تا دین، ازجهنم تا بهشت، همه اولیا خدا، 124000پیغمبر،14معصوم نازنین ما، همه فرشته ها و همه کائنات، همه رازهای عالم هستی، همه برای همین یک چیز آفریده شده اند.
اگر کسی درباره این هدف نهایی خوب فکر کند، آتش می گیرد. همچنانی که عرض کردم اگر درباره خوب بودن خوب فکر کنی می فهمی هدف نیست. اگر برای بهشت و جهنم خوب فکر کنی می فهمی هدف نیست. خیلی باید خوب فکر کرد. جایش بود30شب ماه رمضان را با هم بودیم و نم نم این حرف را می زدیم تا به روحمان بماسه!
لحظه دیدار
هدف خلقت انسان، دیانت و تمام آنچه که در دنیا هست، از تلخیها و شیرینیها و همه آمد و شد ملائکه، آن "لحظه دیدار انسان با خداست."
آن لحظه ای که به درازای جاودانگی عمر خداوند متعال طول خواهد کشید و مرحله به مرحله پیش خواهد رفت. برای اینکه ظرفیت دیدار پیدا کنیم، در دنیا سختی می کشیم. می دانید چرا فرشته نشدید؟ چون فرشته اون دیداری که می تونید داشته باشید، نمی تواند داشته باشه. خوبی اش رو خودش بدست نیاورده است.
تو باید زجر بکشی برای خوب بودن تا آن دیدار را بهتر بچشی. کدام دیدار؟ همان دیداری که یارانش حضرت موسی(علی نبینا و آله و علیه السلام) گفتند ما
می خواهیم خدا را ببینیم، خدا گفت: اینها طاقت این دیدار را ندارند. خدا جلوه ای از عظمت خود را به کوه اشاره کرد و ناگهان همه آنان مُردند. حضرت موسی(ع) سوال کرد: خدایا همه اینها مردند. خداوند گفت: من که گفته بودم اینان ظرفیت ندارند. این باید خودش را بکشد، بشیند و بلند بشود، به این سادگی که نیست عزیز من. آن حضرت گفت: خدایا پس زندشان کن تا این قضیه را برای بقیه تعریف کنن. خدا هم لطف کرد زنده شان کرد تا بروند و به بقیه بگویند.
چرا ما بناست در دنیا سختی بکشیم؟ برای لحظه دیدار.
چرا باید دینداری کنیم؟ برای لحظه دیدار.
چرا ما از فرشته ها بهتریم؟ چون دیدار ما نزدیک تر از دیدار فرشته هاست.
چرا ما بناست خوب بشیم؟ برای اینکه این خوب شدن ما را برای لحظه دیدار آماده می کند.
چرا ما آزاد گذاشته شدیم که آزادنه یا خوب بشیم یا بد؟ چون ظرفیت روحی در ما ایجاد بشود تا برای لحظه دیدار آماده بشویم.
بهشت کجاست؟ بهشت خانه مان است که می خواهیم برویم دیدار و برگردیم.
غذاهای بهشتی خوشمزه هستن؟ ببین! اصلا کسی که در معرض دیدار قرار بگیره، یک هستی دیگری پیدا می کنه. غذاهاش مدفوع نخواهد داشت . بیداریش خواب و خستگی نخواهد داشت. اصلا یه چیز دیگه است.
برای این لحظه خیلی فکر کنید
مرگ و جان دادن سخت و هولناکه؟ رفتن از این دنیا به جای دیگه خیلی پیچیده و مبهمه؟ ترس آدمو برمی داره؟ شیرینی لحظه دیدار باید با تو یک کاری بکند که دل به دریای سیاه مرگ بزنی و عبور کنی.
همه کائنات برای آن لحظه دیدار آفریده شده اند. خدا خواسته است یک موجودی بیافریند که بیش از همه او را ببیند، او را ببوید، او را ببلعد، او را بنوشد، او را بغل کند.
آن وقت تنها کلمه ای که در عالم هستی "بعدش چی؟" ندارد همین لحظه دیدار است. تو اگر خدا را دیدار کنی دیگر نمی گویی بعدش چی؟
آن وقت می گویی بعدش دوباره دیدار. دفعه بعد که دیدار می کنی دوباره می گویی بعدش دیدار.
بعد هر بار که دیدار می کنی، تازه تر، عمیق تر، بلند تر، باشکوهتر خدا را دریافت می کنی. الی ابد، الی ابد، الی ابد. آن وقت حور العین را تو بهشت نگاه نخواهید کرد. حورالعین ها به خدا شکایت می کنند. بابا! او با خالق حورالعین هم آغوش شده!
پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید: آن روزهایی که حضرت موسی(ع) با خدا سخن می گفت یعنی خدا با حضرت موسی کلیم الله سخن می گفت، آن روزها موسی(ع) نه می خورد، نه می آشامید، نه می خوابید. همه وجودش، شده بود همان دیدار. وقتی که برگشت خدمت قوم خودش، مردم که حرف می زدند، تنفر پیدا می کرد. اونقدر زجر می کشید. یک چیز لطیفی را باهاش برخورد کرده بود!
* * *
خدایی که گُل را آفریده، خودش از گل لطیف تر است ، خدایی که عطر را آفریده خودش از عطر خوشبو تر است. خدایی که زیبایی آفریده، خودش از زیبایی ها زیباتر است. خدایی که نوشیدنی ها و خوردنی ها را آفریده، خودش از همه خوردنی ها خوشمزه تر است و...
کل این داستانهای پنهان و پیدای عالم پشت پرده غیب، امتحان ها ، آشکارا ایمان بیاور، علم نداشته باش ایمان بیاور، همه اش برای لحظه دیدار است.
این اصل صحبت است. خدا توفیق بدهد روی این مسئله زیاد فکر کنیم. لذا خودتون می یابید برای اینکه ظرفیت داشته باشید و خدا را دیدار کنید آفریده شده اید. ما هم که اینجا نشستیم هیچ کداممان ظرفیتمان یکسان نیست. یک کسی ظرفیتش در جمع ما 100 برابر دیگری است و... شاید علی القاعده کم ظرفیت ترین بنده باشم. هرکسی خدا را با ظرفیتی که از دنیا بُرده ملاقات می کند. ما برای این آفریده شده ایم. به خاطر این لحظه است که سختی می کشیم، دینداری می کنیم و هر چیز دیگری.
انشاالله روی این لحظه فکر کنید تا بهش علاقه مند بشوید و کم کم تشنگی لحظه دیدار، وجودمان را فرا بگیرد.
کارگاه عملیِ تمرین لحظه دیدار
یک کارگاه معرفی کنم برای تمرین لحظه دیدار. این کارگاه یک برنامه عرفانی خیلی ویژه است. نتیجه این کارگاه می دانید چیست؟ این است که مشتاق لحظه دیدار بشوید. چیزی از لحظه دیدار را بِهِتان می چشاند. تمرینی است برای درک لحظه دیدار و درک عطشِ لحظه دیدار در دل. بدون این روش هم به جایی نمی رسید. یک کارگاهی است که هم عملیات جسمی، هم عملیات زبانی، هم عملیات قلبی و هم عملیات فکری می خواهد. این کارگاه ویژه است. مقدماتی هم دارد. زمان و برنامه اش هم را به شما عرض می کنم. روزانه 5 وعده که نماز می خوانید یعنی تمرین درک لحظه دیدار. برای چی تو رو از دنیا در می آورد و تو را می اندازد روی سجاده؟ برای اینکه بگوید: ببین! تو برای اون لحظه که روبه روی من بایستی آفریده شدی نه برای این مسخره بازی ها! .
نماز فلسفه اش همین است. دیدار رو تمرین کنید. دیدار را تجربه کنید، این البته مال آدم بالاهاست. من چکار کنیم؟ دیدار رو تمنا کنیم.
خدایا! من تا کی در مقابل تو بایستم اما نفهمم که دیدار تو چه مزه ای دارد؟ تا کی؟ تا کی سر به سجده بیاروم اما به عظمت تو در بالای سَرَم فکر نکنم ؟ برای امیر المومنین(ع) نماز یعنی تجربه دیدار و رنگ به رنگ شدن چهره ، برای خوبان یعنی تمرین دیدار، برای من یعنی تَمنای دیدار. می شود زمانی که می گویم:((سبحان ربی الاعلی و بحمده ))علو و عظمت تو رو ببینم؟
* * *
این بحث، بحث گم و گوری نبود که من از لای کتاب ها پیدا کرده باشم و برایتان آورده باشم. هدف خیلی مهمه ها! هدف چیزی است که روزی 5مرتبه واجب است عملا توجه به این هدف را تمرین کنی. روزه کی به نماز می رسه؟ حج کی به نماز می رسد؟
نماز یعنی حالیته؟می فهمی برای چی خلق شدی؟ برای همین چیزی که نمی دانی چیه. هیچی ازش نمی فهمی. برای دیدار. آن دیداری اگر رخ بدهد که البته ممکن است خیلی سخت باشد. آنهایی که در آن دنیا دیدار شیرینی دارند، از نماز به جایی رسیده اند.
لحظه دیداری که نکوست، از نمازش پیداست!!!
* * *
شما راستی نگفتید یاران حضرت موسی(ع) وقتی عظمت خدا را دیدند چه شدند؟ مُردند؟ خُب اگر انسان در آن دنیا لیاقت ملاقات خدا را نداشته باشد چه میشود؟ می رود جهنم، آتش می گیرد. می رود به زباله دان عالم هستی! جُرم ظرفیت نیافتن برای دیدار این است. بعضی ها هم آتش می گیرند، ظرفیت پیدا می کنند و بر می گردند. همان ظرفیت کمی هم که پیدا کنند بس شان است.
بعضی ها هم را که خدا دوست دارد قبل از اینکه به جهنم برسد، در قبر و لحظات جان دادن فشارش می دهد تا ظرفیت پیدا کند.
* * *
دوست دارم یک بار دیگر دعایتان کنم:
خدایا! ما را آماده دیدار خودت قرار بده.
خدایا بدون بلا و رنج و عذاب به ما ظرفیت دیدار خودت را عنایت بفرما.
هرکس مشتاق دیدار با خدا نباشه، خدا آن قدر شکنجه اش می کند تا ظرفیت پیدا کند.
علامت ظرفیت پیدا کردن یعنی چی؟ اشتیاق.
یک حدیث از امام رضا(ع) بخوانم: " اگر کسی به ذکر خدا بپردازد و مشتاق ملاقات نباشد خودش را مسخره کرده است."
* * *
بله! البته کسی که برای لحظه دیدار آماده بشود یکی از فواید کوچک اش این است که خوبم میشه و یکی دیگه از فواید کوچولوی دیگرش این است که بهشتم هم بهش می دهند و زیر پایش هم فرش پهن می کنند. عروس می خواد عروس بشه یکی از فوایدش این است که سوار ماشین عروسی هم می کنن! دیگه نباید این عقده ای باشد از ماشین پیاده نشود. می گوییم بیا پایین بیا عروسی، میگوید: نه دیگه، من فقط می خوام سوار ماشین باشم و دور بزنم!!!
بهشت هم مثل این ماشین عروساست، والا وصال، دیدار اوست.
سالِکان لحظه دیدار
از اینجا به بعد مال کسانی است که یک عمر نماز خواندن، عطش دیدار خدا کم کم در دلشان پدید آمده. تمرین کردن، یک ذره دیدار را تجربه کردند، برای دیدار خدا تشنه شدند. اونوقت می دانی که این تشنگی آدم رو میکشد دیگه!. فرمود: محبت خدا آتشی است که در دلی عبور نمیکند مگر اینکه آتش میزند و آتش میکشد. به اینجاها رسیدند و چقدر سیر و سلوک کردند. اینها حالا چه خاکی به سرشاون بریزند که زودتر از موعد مشتاق ملاقات خدا شدند؟ اینها چه می کنند توی این دنیا، توی این فراق؟
بشنو از نی چون حکایت می کند از جدایی ها شکایت می کند
داستان اینها اینطوری ختم به خیر می شود که خدا وجه الله را، بقیه الله را روی زمین بعنوان خلیفه و جانشین خودش برای اینها می گذارد. می فرماید: هرکدامتان برای دیدار خدا تنگ شد، بیایید امام زمانتان، ولی و حجت من بر شما، خلیفه الله فی الارض را ملاقات کنید تا قلبتان تسکین پیدا بکند. این هم می شود فلسفه زیارت.
زیارت تسکین دهنده دل مشتاق ملاقات خداست. زیارت آرامش بخش دل آتش گرفته برای ملاقات خداست . زیارت پاسخ عطش کسی است که جز با ملاقات خدا عطشش آرام نمی گیره. خدایا این آتش تشنگی که در دل بنده تو افتاده این را با دیدار مهدی فاطمه(س) کمی سردش کن.
(( اللهم عَرِفنی نَفسَک فَانی لَم تُعَرِفنی نَفسَک لَم اَعرِف رَسولَک. اَللهم عَرِفنی رَسولَک فَاِن لَم تُعَرِفنی رَسولَک لَم اَعرِف حُجَتَک ))
خدایا! خودت را به من بچشان، بفهمم تو چی هستی و چقدر دیدنی هستی تا بفهمم قیمت پیغمبرم را. قیمت پیامبرت را بچشان تا من قیمت امام زمانم را بفهمم. نه از روی خاطرات درک کنم.
...ائمه هدی(ع) را فراتر از خاطراتی که از آن ها نقل شده بشناسیم. فراتر از مصیبتشان برایشان گریه کنیم...
* * *
خدایا! تشنگی لحظه دیدارت را بر قلب ما قرار بده.
معرفت به لحظه دیدارت را در قلب ما قرار بده.
آتش شوق لحظه دیدار خودت را در وجود ما بیفروز.
خدایا! بدون عذاب، با معرفت و محبت، ما راعاشق دیدار خودت قرار بده.
سختی های زندگی را بخاطر خوشی خیال لحظه دیدار خودت، برطرف بگردان.
* * *
التماس دعا – فروردین ماه 1388
دولت اسلامىِ كامل به معناى واقعى كلمه، در زمان انسان كامل تشكيل خواهد شد؛ انشاءاللَّه...